در فلاش بک هاي فيلم کمتر نشاني از محمود برادر پريچهر ديده مي شود؟

محمود در آن زمان کودک شيرخواري بود و در صحنه هايي که مادر و پريچهر توسط ناپدري کتک مي خوردند در بغل مادر بود.

 

در قضيه سقوط ناپدري حين کتک زدن و مرگ او خواستيد مادر را چندان مقصر نشان ندهيد؟

مردن و کشته شدن ناپدري بيشتر يک حادثه بود تا اينکه يک اقدام از قبل طراحي شده توسط مادر تلقي شود. عملکرد بد ناپدري بيشتر باعث مرگ و سقوطش از بلندي خانه شد البته مادر بابت اين قضيه احساس گناه مي کند و اين احساس گناه باعث بيماري و بستري شدن او مي شود و به نظر خودش تاوان اشتباهش را پس مي دهد و همانگونه که محمد در سکانس پاياني مي گويد اين مرگ يک راز ميان مادر و دختر بوده و کس ديگري ازآن خبري نداشته است.

برادر چگونه متوجه اين راز مي شود؟

با خواندن کتابي که پريچهر مشغول نوشتن آن است محمد متوجه اين راز سر به مهر که سالها مخفي بوده مي شود.

 

اين تغيير رويه محمود در پايان فيلم که مي گويد با اولين دختري که روبه رو بشود ازدواج خواهد کرد چه دليلي داشت.

به خاط شيرين شدن داستان فيلم بود که مخاطب در تمام مدت تماشاي فيلم با فضاي تلخ مواجه نباشد.

 

قضيه دوباره بچه دار شدن پريچهر هم براي پايان خوش فيلم بود؟

بله، بهرحال با مرگ سينا خلائي در زندگي پريچهر به وجود آمده بود و کودک جديد يک جايگزين و انگيزه اي براي زندگي براي پريچهر بود. اما در نماي آخر فيلم متوجه نگاه پريچهر به تصوير در قاب عکس سينا مي شويم که نشان مي دهد هنوز خاطره پسرش براي او عزيز است.

 

با توجه به ژانر متفاوتي که براي فيلمسازي انتخاب کرده ايد ( درام روان شناسانه) سينماي ما چقدر به تنوع ژانري در توليدات نياز دارد؟

هميشه در سينماي ايران موقعي که يک ژانري مورد توجه مخاطبان قرار مي گيرد. همه فيلمسازان به سراغ توليد فيلم در اين ژانر مي روند و از اين ور بام سقوط مي کنند و از فرط تکرار اين ژانر در فيلمها ديگر مخاطبان انگيزه اي براي ديدن اين فيلمها پيدا نمي کنند. چند سالي سينماي اکشن از فرط تکرار باعث فراري شدن مخاطبان از اين نوع فيلمها شد و ساير ژانرها هم فراموش شدند. در طي اين پنج شش ساله اخير هم  فيلمهاي کمدي از فرط تکرار به ابتذال مي رسند و اين نوع فيملها مورد نقد جدي قرار مي گيرند. در حالي که توليد هر نوع فيلمي مورد نياز است و نبايد به جرم تعدادي توليد ضعيف در ژانر مربوطه ديگر نرويم به سراغ ساخت فيلم کمدي. بايد در توليد فيلم استاندارد ها را رعايت کنيم و نبايد فضاي تلويزيوني را در فيلم هاي سينمايي به کار ببريم. هر مديوم ويژگي هاي خاص خودش را دارد که بايد مورد توجه قرار بگيرد.بايد شعور تماشاگر را جدي و بالا فرض کنيم و هر اثر سطحي و سخيفي را براي آنها آماده و اکران نکنيم. تماشاگر ايراني شعور هنريش بالا است و فيلم خوب از بد را تشخيص مي دهد. مردم براي تفريح و سرگرمي نيازمند به ديدن توليدات خوب و با استاندارد سينماي بدنه هستند. همه ژانر ها  در سينماي ايران به شرط استاندارد بودن مي تواند مخاطب داشته باشد.

 

خاطره به چه ميزان فيلم استانداردي محسوب مي شود؟ 

قصد داشتم فيلمي در حد بهترين استانداردهاي سينماي ايران بسازم و تلاش خودم را انجام دادم. سکانس آئينه در فيلم را در نظر بگيريد. سکانسي دشوار و پيچيده بود که توانستيم به درستي آن را اجرا کنيم. بيست سال است که در سينماي ايران زحمت کشيده ام و در اغلب ژانر ها فيلم ساخته ام و در ساخت "خاطره تلاش کردم از اين تجربيات بيست ساله ام به نحو احسن استفاده کنم و از ساخت فيلم راضي هستم و اغلب مخاطبان با فيلم ارتباط برقرار کرده اند و در کارم هيچ ادعايي ندارم که کارم نظير استاد بيضايي و يا تقوايي است. اميدوارم درساخته هاي بعديم فيلم هاي بهتري بسازم.

 

در بحث انتخاب بازيگر پوريا پور سرخ در اين يکي دو سال اخيربيشتر در نقش هاي مکمل بازي مي کند. آيا پور سرخ رابه دليل ويژگي هاي بازيگريش  انتخاب کرديد؟

بله، پوريا پور سرخ در خاطره از ساير بازي هاي گذشته اش دور مي شود و برخلاف نقش هاي جدي گذشته اش بازي شيرين و جذابي ارائه مي کند. نوع لحن و گويش پورسرخ هم در اين فيلم بسيار قابل توجه ومتفاوت است.